|
دیشب
در آینه نظر انداختم رمید و شکست! امشب در آینه نظر انداختم مرا ندید! می بینی؟ بی تو آ ینه هم مرا گم می کند... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ. ن. . من هنوز حسرت باران دارم...!
دل را اگر از حسين بگيرم چه كنم بي عشق حسين اگر بميرم چه كنم فردا كه كسي را به كسي كاري نيست دامان حسين اگر نگيرم چه كنم
من
دخترکی هستم که رویاهای شبانه اش کابوسند در روشنای روز!
گاه گاهی
بر سر قبرت گریه میکنم! نبش قبر حرام است; من روزی هزار بار نبش قبر می کنم خاطراتم را, شاید از میان خاطرات پوسیده ناگهان برخیزی از خواب فراموشی به نوای آههای شبانه ام...! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن. . کاش یادم بماند حرفهای آن روزهر را, صدایت را, صداقت صدایت را, صداقت حرفهای آن روزهر را ! .دلم ندوشتن میخواهد حیف که کلمات خاموشند! .باید بخوابم , تا صبح راه زیادی نمانده...
What if I lead the way (why do u tell me you care if you are not gonna stay?) And my heart's still burning (why do you tell me you care?)
what if I graduate I'll be waiting here
یک دوش آب داغ جدیدترین متد من برای آرام کردن اعصاب شوریدام. موسیقی گوش میکنم: Beethoven-Moonlight sonata, first movement دستان جادوی Horowits بر پیانو چه می کنند با روح خسته ام! غم نت می شود بر تار و پود جانم به رقص می آید!! روحم هوس عشق بازی با باران کرده است... موسیقی گوش میکنم:Vivaldi- four seasons ,winter گوش های کرم رام میشوند به آوای ویولن!! جای بخیه های پارسال روی زانویم درد دارند. جای بخیه های پنج سال پیش بر پشتم درد دارند. جای بخیه های شش سال پیش در گلویم درد دارند. ولی راستش را بخواهی جای خنجر های امروز ظهر که آمدند -بی دعوت- بر قلبم ماندند, داغی شدند سرکش تا آنجا که تاول می زند روحم, بیشتر از همه درد دارد, آنقدر که می خواهم دیوانه شوم این درد را! آخر شما را به خدا مرهمی, دوایی, طبیبی! لااقل بگویید مرگ برسد از سویی تا مگر سردی خاک چاره کند این داغ بر دل نشسته را! اشکهایم از بس خشکیده است, چشمهایم کور شده اند! اینجا سکوتی می تراشد روحم را! می خراشد قلبم را! مغرم پر شده است از لاطائلاط.... پس کجاست پایان این کابوس سیاه؟! آیا هیچکس نیست در وادی مردگان که بیدار کندم از این پریشانی؟ که رها کندم از این کابوس؟ موسیقی گوش میکنم: Beethoven-Moonlight sonata, second movement .... ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن !امشب در نماز هرچه گشتم, چیزی برای گفتن به خدا پیدا نکردم. .بی دعا جانمازم جمع شد
دیگر عادتم شده
هرکه از راه میرسد سنگی بردارد - از روی عادت - شیشه ی دلم را بشکند ولی نمی دانم چرا این بار دلم اینقدر سخت شکست! جانم پرشد از درد نفس آتش می زد بر دل و جان و خاکستر شد همه ی وجودم! به باد خواهم داد این خاکستر را تا بسپاردش - تا بسپاردم - به دست فراموشی! زیر برفهای حیاط, خواهد مرد بریده بریده نفسهای دلم زیر برفهای حیاط, زیر سایه بنفشه های نورس, می سوزد آ تشی جانم را خاکسترم را !! ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ پ.ن. .اینجا برف می آید!! . این داغ پشت دل من که دیگر عاشق نشود! .دومین شکست: " بین ما هیچ عشقی وجود نداره" .خوب شد مامانم اشکامو ندید. چون براشون هیچ دلیلی نداشتم!! .!!!
|
About
ديگر دلم از نگاه عاشقانه اي نمي لرزد..تکرار پوچ واژه " دوستت دارم " آن را از معنا تهي کرده..هميشه عاشق بودم ولي اين بار بقچه عشق را پشت کوه ناکجا آباد مي اندازم..
Home
|